دل نوشته های لیلی و مجنون



روزگار

گاهی وقتا تو زندگی آدم یه چیزایی رو می خواد که نمی تونه به اونا دست پیدا کنه ، گاهی اوقات یه چیزی رو دوست داری و دست زمونه ازت می گیره...

تقدیره دیگه ...

روزگار یعنی همین        یعنی چیزی بر میل تو نمی گذره...

 

 

مجنون_majnun

۱۳۸۸/٢/۱٦ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

تنهایی مجنون

روزگار زیبا بود ، آسمان آبی و درختان نوازشگر دست بر سر مردم می کشیدند...

تو آمدی در آن هوای بهاری... تو آمدی با صد سبد گل رز، تو آمدی با عطر خوش اقاقیا... تو آمدی با چشمانی ناز و دلی پر ز شکوفه های پاک مهربانی...

به یاد دارم صدای خنده های شیرینت را که چه زیبا در گوشم می پیچید

به یاد دارم مهربانیت را که نوازشگر لحظه های تنهایی من بود

به یاد دارم روزی را که گفتی دوستت دارم

                                           و حال...

حالا روزیست که با تنهایی می نشینم و درد و دل می کنم

                                            ...تنهایی...تنهایی...تنهایی...

چه لغت زیبایی سهراب به من یاد داد

و من ماندم و ...

کاش می شد گفت حسم چیست

کاش می توانستم بگویم چقدر تنهاییم

Majnun- مجنون

۱۳۸۸/٢/٦ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

شکستم و ذوب شدم...

 خدایا به کدامین گناه به این روز افتادم؟... نمی دانم چه کردم که چنین عذاب می کشم و مجازات می شوم

دیگه می خوام حرفایی که چندین وقته تو دلمه رو بگم چون داره دلم می ترکه...

لیلی، من و تو مگه با هم قول و قرار نداشتیم؟من و تو مگه همدیگرو دوست نداشتیم؟ مگه عاشق هم نبودیم؟ مگه من دیوانه وار دوستت نداشتم؟ پس چرا با من اینکارو کردی؟ چرا اینجوری شد؟

می دونی چند روز اشک ریختم؟ می دونی چقدر از نداشتن و بی خبر بودن از تو بی تاب بودم؟ اصلاً می دونی حال و وضع من تو این چند روز چه جوری بود؟

اون وقت این حقم بود؟ گناهم چی بود؟ دوست داشتن تو؟ گناهم این بود که دیوانه وار عاشقت بودم و دوستت داشتم و می خواستم مال مکن باشی؟ گناهم این بود؟

لیلی تو با من چکار کردی؟ عاشقت بودم دوستدارت بودم اما...

چه نقشه هایی برای روزهای با هم بودنمون داشتم... چه فکرهایی می کردم... چه چیزایی که دوست داشتم بهت بگم... چه جاهایی که دوست داشتم با هم بریم و خوش بگذرونیم... چه خنده هایی که می خواستم از لب های زیبات ببینم... اما...اما حالا چی؟... همه ی اونا تبدیل به یه اشک شد که با حسرت از روی گونه هام جاریه... آخه چرا اینکارو کردی؟

یادمه از این می ترسیدی که نکنه من بزارمو برم یا عاشق یک دیگه بشم یا ...

وقتی من ازت می پرسیدم که تو چی؟ نکنه تو... ، می گفتی نه ، من از خودم مطمئنم... حالا دیدی چی شد؟ اونایی که می پرسیدی رو من انجام دادم یا...؟

چقدر باهات خاطره دارم چه خاطره های شیرینی بود حتی تلخ هاش هم مزه شیرینی داشت، شه روزایی با هم داشتیم چه شب هایی رو دوتایی با هم بیدار می موندیم، چقدر مزهمی داد وقتی دزدکی همدیگرو می دیدیم، چقدر رویایی بود وقتی زنگ می زدمو صدای زیبات رو می شنیدم...

اما حالا چی؟... حالا من موندمو یک خروار خاطرات ، من موندمو بوی تو ، من موندمو یاد 10 ماه و 21 روز با تو بودن، من و یک قاب عکس خالی از عکس تو ،

خودت انصاف بده حالا دیگه باید با کی حرف بزنم؟ با دیوار که باهام می خنده؟ یا با در که نگاهم نمی کنه؟

نه، حالا باید با همون قاب عکسی حرف بزنم که برای عکس تو خریدم اما هیچ وقت عکسی تو اونگذاشته نشد...

می دونی چیزی رو که قول داده بودم بعدنا که با هم بودیمو به هم رسیدیم  ، بهت بگم چی بود؟

قصه اینکه چرا الان و تو این سن ، چرا من و تو  و چرا...، با هم آشنا شدیم:

دلم گرفته بود شب قدر سال 86 بود ، خیلی اشک ریخته بودم ، وقت قران سر گرفتن دعایی کردم که مقداریش رو الان می گم "گفتم خدایا دوست ندارم  با دختری دوست بشم یا به گناهی آلوده بشم ، خدایا اگه مصلحت می دونی با دختری آشنا بشم که مثل خودم پاک دل و خوش اخلاق و مهربون و ... باشه و حتی از من هم بهتر ، تا همیشه عاشق اون بمونم و باهاش ازدواج کنم و خوشبخت بشیم" ( آدم باید همه چیز شو بی رو درباسی از خدا بخواد دیگه کی از خدا به آدم نزدیک تره و کی غیر خدا می تونه؟ هیچ کس) وقتی  بعد از چند وقت از اون ماجرا به حرم امام رضا (علیه آلاف التحیه و ثنا) مشرف شدم از آن حضرت هم همین مطلب را درخواست کردم و یک سری چیزای  دیگه هم به دعام اضافه کردم ، بعد از چند بار زیارت و دعا و توسل در حرم آن حضرت ، اتفاقی برام افتاد که نمی شه اینجا بگم ولی باعث شد تا امیدوار بشم و روحیه خوبی بگیرم، (خلاصه وار می گم) وقتی با تو آشنا شدم چند بار از حضرت امام رضا (علیه آلاف التحیه وثنا) خواستم تا کمکم کنن تا اشتباه نکنم ، استخاره با قران هم کردم و بسیار عالی آمد ، از آن وقت به تو مشتاق شدم ، بعد از چند وقت دوباره اتفاقی برایم افتاد که چند وقت پیش برایم افتاده بود و بسیار خوشحال شدم و فهمیدم که تو را درست انتخاب کرده ام...

حالا فهمیدی که چرا اینقدر دوستت داشتم و از بین این همه دختر تو رو انتخاب کردم و عاشق تو شدم؟ تو رو خدا به لطف امام رضا(علیه آلاف التحیه و ثنا) به من داد.

کاش آن اتفاق ها برای تو هم روی می داد تا تو هم می فهمیدی ...

یادمه اون اولا بهت گفتم اگه بهت نرسم دیگه به هیچ کس دیگه حتی فکر هم نمی کنم ، تو هم گفتی ، الان از همه ی دخترا بدم میاد ، دیگه نمی خوام حتی کسی رو نگاه کنم ، می خوام همیشه چشمام پر اشک باشه... کاش دل شکستم زیر دست و پا نمی موند... چرا لیلی؟ تو مگه لیلی من نبودی؟ پس چرا اینجوری...؟

Majnun- مجنون

۱۳۸۸/۱/٢ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

چه سفری بود...

راهیان نور

چه سفری بود... با همه ی سختی هاش و مسئولیت بزرگ کاروان که به عهدم بود اما چقدر زیبا بود، چقدر زیبا عاشقان خدا به سویش پر می کشیدند، سرزمین هایی که هنوز عاشقان سبز دل در زیر خاک ها مانده اند... سرزمین هایی که هنوز بوی خون عاشقان حسینی (ع) و راهیان خمینی (ره) را می دهد...

به راستی حق آنان چیزی جز شهادت نبوده است... خدایا خوبانمان را دست چین کردی و جایگاه والایی به آنان دادی... پس من خسته دل گناهکار چکنم؟

چکنم جز آمدن پی در پی به این وادی و ناله و زاری با حال خودم...

آری به حال خودم گریه می کنم که شهیدان چگونه بوده اند و من چگونه ام...

خدایا درمانده ام و خسته دل ، سیرم از این دنیایی که یاد شهدا در شهرها به سادگی از یاد می رود ، سیرم از این دنیایی که بوی شهدا با آلودگی از بین می رود...

شهدا ، مگر نه اینکه شما زنده اید و در پیشگاه خداوند روزی می خورید... پس صدایم را می شنوید... آمدم در قتلگاه شما ، در محل قرار شما با خدا، در مکان رقص خون و آتش و عشق با شما عهد بستم... پس شما هم هیچگاه مرا تنها نگذارید... در بارگاه خداوند متعال شفاعتم کنید که سخت نیازمند یاری شما هستم...

کجاست خرازی ؟ کجاست زین الدین؟ کجاست همت؟ کجاست چمران؟ کجاست زجاجی؟ کجاست علم الهدی؟ کجاست بروجردی؟ کجاست دستواره؟ کجاست بابایی؟کجاست شفیعی؟ کجاست برونسی؟ آیا کسی فهمید آوینی چرا رفت؟ کسی می داند همت هنگام شهادت چه گفت؟ چرا مزار شهید پلارک همیشه عطرآگین است؟

خدایا گاهی وقتا پیش خودم می گم شاید حاج احمد کاظمی دلش گرفته بود و از اینکه تو این دنیا این چیزا رو می دید می سوخت و برای همین پرکشید...

آخه اینجا خون شهدا پایمال نمی شه! همه احترام همدیگه رو نگه می دارن، کسی غیبت نمی کنه! دوروغ وجود نداره، تهمت نمی زنن، حق کسی خورده می شه! نامردی و شکستن عهد و پیمان وجود نداره! تبعیض و اختلاص از بین رفته! کلاه برداری نمی شه! همه همیشه به یاد شهدا هستن، پسرا نگاه چپ به کسی نمی کنن! راستی شهداء ، از دخترامون براتون بگم همه با حجاب و با ایمان هستند!

کجایی شهید صیاد شیرازی؟ کجایی شهید کاظمی؟ کجایید شهیدان گمنام؟

می دونم ، خوب می دونم ، شما اینارو دیدید و سوختید، از این سوختید که دوستانتون رفتند و ما حالا...

ای مردم می دونین چرا هنوز پیکر مطهر بعضی از شهیدان تو مناطق عملیاتی زیر خاک ها مدفن هست؟ چون دوست ندارن از شهر آسمونی و ملکوتی خودشون پا تو شهر های آلوده ما بگذارن...

هنوز آدم های خوب در بین ما هستند و هنوز عنصر ایمان در قلب های ما هست... پس قدر انسان های آزاده رو بدونیم و قلب هایمان را از ناپاکی جارو کنیم و ایمانمان را تقویت کنم تا به شهدا نزدیک تر شویم.

                                                                            من الله توفیق

Majnun- مجنون

 

۱۳۸۸/۱/٢ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

برامون دعا کنید

خدایا به همه ی عاشقا کمک کن

سلام به همگی

چند وقته که کار ما به جاهای حساس رسیده... برای ما دعا کنید ...

دعا کنید به امید خدا زودتر کارمون به خیر و خوشی برسه...

خدایا به همه ی عاشقا کمک کن...

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱٢/٢٠ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

عشق بازی را حقیقت لازم است

عشق بازی را حقیقت لازم است

دید مجنون را یکی صحرا نورد

در کنار بادیه بنشسته فرد

از وجودش ریگ و انگشتان قلم

نام لیلی می نویسد دم به دم

گفت که ای مجنون شیدا چیست، این؟

نام لیلی می نویسی کسیت این؟

گفت عشق نام لیلی می کنم

خاطر خود را تسلی می کنم

چون میسر نیست بر من کام او

عشق بازی می کنم با نام او

عشق بازی را حقیقت لازم است

عاشقی را قابلیت لازم است.

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱٢/٢٠ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

جایی که تو هستی

لیلی زندگی ام دوستت دارم

دوری تو برایم سخت است...

ندیدنت...نبودنت...

                         بی تو مگر می شود زندگی کرد؟

سهراب گفت: خانه دوست کجاست؟...

حلا فهمیدم خانه دوست جایی ست که تو هستی...

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱٢/٢٠ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

بوی خوش مشهد...

شهادت امام رضا (ع) 

کاشکی من کبوتری تو صحن باصفات بودم...

چند تا کار تو مشهد داشتم و مهم تر از همه یه همایش تو مشهد بود که باید شرکت می کردم , دوشنبه ظهر بود که از کاشان (دانشگاه) یکسره با اتوبوس تک و تنها حرکت کردم به سمت مشهد دیگه تهران نرفتم ، به زور خودمو تو اتوبوس جا دادم آخه غیر از کارای خودم دوست داشتم شهادت آقا امام رضا (ع) اونجا باشم

بالاخره سه شنبه روز رحلت پیامبر (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) ساعت 9 صبح رسیدم مشهد ، خیابونا همه بسته بودن و همه جا دسته های عزاداری به سمت حرم حرکت می کرد خیلی شلوغ بود، من مجبور شدم از ترمینال تا هتل پیاده برم! تو هتل دیگه استراحت نکردم و سریع رفتم حرم ، حرم خیلی قشنگ بود همه جا هئیت و عزاداری بود.

تو این 4 روزی که مشهد بودم خیلی دعا کردم برای همه اما بیشترین دعام برای لیلی عزیزم بود...

 

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱٢/۱۱ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

ممنون ممنون ممنون مجنون گلم

ممنون به خاطر نوشته های قشنگت

و ممنون به خاطر قالب به این قشنگی و

که تو این مدت وبلاگو پا بر جا نگه داشتی...

لیلی – leyli

۱۳۸٧/۱۱/۳٠ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

در کلاس درس ما

در کلاس درس ما، محبت را تمرین می کنند.

مشق شب، نوشتن چند صفحه مهربانی است.

دیکته ی پر شور از قدردانی می گویند.

شعر مستانه شادمانی از بر می کنند.

موقع انشاء از امید می نویسند، ازهوای تازه.

و قصه غصه انتظار تکرار نمی شود.

درس ریاضی ضرب و جمع عشق است.

دراین کلاس تفریق و تقسیم یاد نمی دهند، جذر نمی گیرند.

زنگ نقاشی، طرح عشق می زنند

رنگ یکرنگی و راستی می پاشند.

موقع ورزش، کسی بهانه مریضی نمی گیرد.

همه سرشار از اشتیاق و انرژی درپی هم می دوند.

در کلاس علوم، نمی گویند دوسوم بدن انسان از آب است

می گویند که تمام سلول ها از مهر و محبت جان می گیرند.

 در تاریخ، از جنگ ها و سیاست ها نمی گویند

بلکه روایت عشق های تاریخی و ابدی می گویند.

زنگ جغرافی، روی نقشه جای عشق آباد و امیدستان را نشان می دهند

آن جایی که همه سعادت است، آن جایی که خیلی از آبادی ما دور نیست.

در کلاس درس ما، در امتحان مهربانی و عشق،

در درس امید و آرزو،

در تست سلامتی و انرژی،

در مرحله صداقت و یکرنگی،

مردود و تجدیدی وجود ندارد، احتیاجی هم به تک ماده نیست.

لیلی – leyli

۱۳۸٧/۱۱/۳٠ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

عشق

عشق کلمه ای است که بارها شنیده می شود،ولی شناخته نمی شود.

عشق صدایی است که هیچگاه به گوش نمی رسد،ولی گوش را کر می کند.

عشق نغمه بلبلی است که تا سحرمی خواند،ولی تمام نمی شود.

عشق رنگی است ازهزاران رنگ،اما بی رنگ است.

عشق نوایی است پرشکوه،اما جلالی ندارد.

عشق شروعی است ازتمام پایان ها،اما بی پایان است.

عشق نسیمی است از بهار،اما خزان از آن می تراود.

عشق کوششی است از تمام وجود هستی،اما بی نتیجه.

عشق کلمه ای است بی معنی،ولی هزاران معنا دارد.

عشق...

عشق10 عنصراست اما عنصر آخر آن تمام معنی را

می رساند،ولی معنای آن گفتنی نیست!!!

لیلی - leyli

۱۳۸٧/۱۱/۳٠ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

تقدیم به تو لیلی گلم

اینا رو هم به لیلی جونم تقدیم می کنم به خاطر اولین ولنتاینی که دارمش

ولنتاین مبارک

ولنتاین مبارک

ولنتاین مبارک

 

 

ولنتاین مبارک

ولنتاین مبارک

لیلی عزیزم

                کاش در کنارت بودم و در کنار هم روز عشق را جشن می گرفتیم...

روز عشق مبارک، هدیه خدا به من ،عشق من ، لیلی خوبم

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

جای اشک باشم...

دوستت دارم

اگر قرار بود تو دنیا جای چیزی باشم،،،

دوست داشتم جای اشک رو گونه هات باشم،،، تو چشات متولد بشم ،،، رو پلکات جون بگیرم،،، رو گونه هات جاری شم،،، رو لبات بمیرم..... تا بدونی چقدر دوست دارمماچقلبخجالت

هوراولنتاین مبارک لیلی مهربونمهورا

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

برای پرستش

 دلت را برای عاشقی می خواهم

بهترینم ،لیلی نازنینم

چشمانت را برای زندگی می خواهم اسمت را برای دلخوشی می خوانم دلت را برای عاشقی می خواهم صدایت را برای شادابی می شنوم دستت را برای نوازش و پایت را برای همراهی می خواهم عطرت را برای مستی می بویم خیالت را برای پرواز می خواهم و خودت را نیز برای پرستش

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

بوسه یعنی...

بوسه

بوسه یعنی وصله ی شیرین دو لب...

بوسه یعنی مستی از مشروب عشق...

بوسه یعنی لذت دل دادگی...

لذت از شب . لذت از دیوانگی...

 بوسه یعنی حس خوبه طعم عشق...

طعم شیرینی به رنگ سادگی...

بوسه یعنی آغازی برای ما شدن...

لحظه ی با دلبری تنها شدن...

بوسه سرفصله کتاب عاشقی...

بوسه رمز وارد دلها شدن...

 بوسه آتش می زند بر جسم و جان...

بوسه یعنی عشق من با من بمان...ماچقلبماچقلبماچ

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

دوستت دارم ای نازم

دوستت دارم نازم

لیلی نازم

دستانم گرمی دستانت را می خواهد پس دستانم را به تو میدهم

 

قلبم تپش قلبت را می خواهد پس قلبم را به تو میدهم

چشمانم نگاه زیبایت را می خواهد پس نگاهم از آن توست

عشقم تمامی لحظات تو را می خواهند وبرای با تو بودن دلتنگی میکنند

دل من همانند آسمان ابری از دوری تو ابری است

درخشش چشمانم همانند خورشید درخشان انتظار چشمانت را می کشند

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

ولنتاین روز عشق...

ولنتاین مبارک

قلبو بالاخره روز عشق فرا رسید...قلب

اول باید بگم لیلی جونم ، عزیز دل مجنون روز ولنتاینت مبارکهورا

 این اولین ولیناینی هست که ما همدیگر رو داریم ، گر چه هیچ هدیه ای قابل وجود نازت رو نداره اما دوست داشتم تا هدیه ای تقدیمت کنم تا نشانه کم ارزشی در مقابل ارزش بالای تو باشد...

لیلی زندگیم این ولنتاین رو دور از توام و از دور با تمام وجود فریاد می زنم دوستت دارم و به امید آن نشسته ام تا روزی در کنار تو بگوییم "مهربان ترینم دوستت دارمماچ

هورالیلی جونم ولنتاین مبارکهورا

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

دست تو در دست من

 عشق

عشق یعنی خاطرات بی غبار

 دفتری از شعر و از عطر بهار

 عشق یعنی یک تمنا یک نیاز  

زمزمه از عاشقی با سوز و ساز

 عشق یعنی چشم خیس مست من

 زیر باران دست تو در دست من

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

تو بارانی و من باران پرستم...

 

تو بارانی و من باران پرستم...

تو بارانی من باران پرستم تودریایی من امواج تو هستم اگرروزی بپرسی باز گویم: تو من هستی و من نقش تو هستم قلبماچ

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢٤ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

دست های مهربانت

 دست های مهربانت

چه زیباست بخاطر تو زیستن وبرای تو ماندن وبه پای تو سوختن وچه تلخ وغم انگیز است دور از تو بودن برای تو گریستن لیلی نازم ای کاش میدانستی بدون تو وبه دور از دستهای مهربانت زندگی چه ناشکیباست

 

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢۳ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

بیش از امروز...

لیلی مهربانم ، دستانم تشنه ی دستان توست شانه هایت تکیه گاه خستگی هایم با تو می مانم بی آنکه دغدغه های فردا داشته باشم زیرا می دانم فردا بیش از امروز دوستت خواهم داشتماچقلب

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢۳ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

بعد چند وقت...!!!

سلام به همگی ، بالاخره بعد از چند وقت به روز نشدن دوباره امدم، آخه هم تو این مدت اتفاقایی افتاد و هم اینکه امتحانات دانشگاه بود...

حالا اومدم با کلی مهر و محبت همیشگی ام واسه لیلی زندگیمقلب

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱۱/٢۳ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

..و محرم

ای کاروان آهسته ران کارام جانم می رود

این دل که با خود داشتم با دلستانم می رود

کاروان دل به محرم رسید و صدای "هل من ناصرالینصرنی" حسین (ع) به گوش می رسد، آوای العطش بچه ها از خیمه بلند است و دیگر صدای عموی مهربانی به گوش نمی رسد که به دنبال آب رفته بود...

با دیدگانی اشکبار و اندوهناک وارد محرم می شوةم تا هم عزادار سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) و یاران با وفایش باشیم و هم بار دیگر به ندای اماممان لبیک گوییم و عهدی با آن بزرگوار ببندیم...

عهدی که همیشه پیرو راهش باشیم ، پاسدار خون به ناحق ریخته حسین بن علی (ع) و اهل بیتش (علیهما السلام) و 72 یار دلاورش...

شهداء پیرو خط سرخ حسینی اند... یا حسین (ع) تو ما را در حریم خود حفظ کن تا همیشه پاسدار و قدردان شما و شهداء باشیم و راه آزادگی و انسانیت را ادامه دهیم...

                             ...یاد امام و شهداء دل و می بره کربلا

توی این ایام محرم و صفر ما رو هم دعا کنید...

مجنون_majnun

۱۳۸٧/۱٠/۱۳ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

ای نازم دوستت دارم

هرروز برایت شاخه گلی از دوستی می آورم تا درک کنی همیشه در یاد تو لحظه ها را می گذرانم. هر روز برایت کنار شاخه ی گل ، لبخندی می آورم تا تو نیز لبخند بر لبانت بنشیند.

هر روز کنار شاخه ی گل و لبخند ، محبتی می آورم تا سیراب عشق شوی ، چرا که تو شایسته ی هرگونه محبت هستی.

من تنها با چشم های تو بیدار خواهم شد ، طلوع خورشید هر روز به گشودن چشم های توست و برای من همین بس که با گوشه نگاه تو جان می گیرم...

لیلی مهربونم خورشید نگاهت را هر لحظه بر من بتابان...

با سبزترین صدایم فریاد خواهم زد..." ای نازم دوستت دارم"...

 

 

Majnun- مجنون

۱۳۸٧/۱٠/۱۳ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()

می خوام کبوتر حرمت باشم یا امام رضا (ع)

هنوز 4 روزبیشتر نگذشته بود (پنجشنبه بعدازظهر) که از طرف شهرداری مشهد بهم زنگ زدند که طرحم برگذیده شده و توی همایشی که تو مشهد برگذار میشه شرکت کنم ، خیلی خوشحال شدم که امام رضا (ع) منو طلبیده تا برم زیارتش ، جمعه تو ایتنرنت دونبال بلیط بودم اما بلیط قطار برای فردا نبود یا ساعتش به من نمی خورد و باید با اتوبوس می رفتم با بابام مشورت کردم که برم یا نه؟ و بابام گفت اگه سختت نیست برو ، منم که از خدام بود گفتم می رم!نیشخند

جمعه بعدازظهر رفتم کاشان آخه یه کم داشگاه کار داشتم ، شنبه ساعت 3 بعدازظهر از کاشان به سمت مشهد راه افتادم (اتوبوس یکسره داشت البته اومد تهران و از تهران رفت) سخت هم نبود ( شاید من عادت کردم به اتوبوس!)

یکشنبه صبح رسیدم مشهد ، اول یه کم استراحت کردم و بعد رفتم زیارت ، بعد رفتم بابای یکی از دوستامو دیدم ، بعد هم رفتم دنبال کارام ، همایش و...

انتظار به پایان رسید و روز دوم سفرم از راه رسید...

روز دیدار... چه روز قشنگی بود، صبح زود راه افتادم تا به موقع برسم ، شب قبلش نخوابیده بودم برای همین خیلی خسته بودم بالاخره بعداز یه جریانی ( دیگه توضیح نمی دم و خلاصه می گم ، اگه لیلی جونم خواست بگه) چه لحظه ای بود لحظه دیدار... اصلا نمی شه توصیف کرد اون لحظه چه حسی داشتم ، آخه می دونین وقتی آدم بهترین ، عزییزترین ، زیبا ترین و مهربون ترین فرد زندگی شو می بینه دیگه نمی شه گفت چه حسی داره...

لیلی خانوم نازم ، لحظه های دیدن تو بالاترین و برترین لحظه های عمر منه...

دوستت دارم و عاشقتم تا ابد... برایم بخند تا لبخند زیبایت مرا از خود بی خود کند... بخند...{#emotions_dlg.e11}ماچخجالتلبخند

مجنونMajnun-

۱۳۸٧/۱٠/۱۳ توسط لیلی و مجنون | پيام هاي ديگران ()




leyli71_majnun69@yahoo.com

عشق(٤)
لیلی(۳)
محبت(٢)
اشک(٢)
عشق من(٢)
دوستت دارم(٢)
چشمانت(٢)
شرح عاشقی(۱)
دو جمله ی زیبا(۱)
عشق را تجربه کن (۱)
صبور باشیم(۱)
به امید روز وصال(۱)
چهارجمله حقیقی(۱)
توبه ی مجنون(۱)
منزل لیلی(۱)
جام بلا(۱)
عشق های آسمانی(۱)
آرزویم رسیدن به او و خوشبختی در کنار اوست(۱)
طوفانی از سختی ها(۱)
عاشقش هستم(۱)
قبول(۱)
غمگینه(۱)
لیلی نازنینم(۱)
عزیز دلم، تنها امید من،(۱)
گل دوست داشتنی من(۱)
عید غدیر(۱)
وقتی تو آمدی(۱)
نازنینم تولدت مبارک(۱)
یه فرشته روی زمین(۱)
اللهم محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد(۱)
آمریکایی ها مجنون رو گرفتن!!!(۱)
بین الحرمین(۱)
مجنون کربلایی شد(۱)
حضرت ابا عبدالله الحسین (ع)(۱)
حضرت ابوالفضل العباس (ع)(۱)
حرم حضرت امیرالمومنین امام علی (ع)(۱)
ضریح شش گوشه(۱)
بهشت اینجاست...(۱)
یا علی...(۱)
شانه هایت(۱)
کسی که به خاطر اون زندگی می کنم(۱)
یه مجنون که حاضر به خاطر لیلی اش بمیره(۱)
تپیدن را به خاطر تو دوست دارم(۱)
مجنون که پادشاهی نمی کنه(۱)
فقط به خاطر مجنون و برای مجنون گلم(۱)
گوشه قلب من(۱)
شیرین زبونیش(۱)
لیلی خانوم نازم(۱)
برایم بخند تا لبخند زیبایت مرا از خود بی خود کند(۱)
ای نازم دوستت دارم(۱)
حضرت امام حسین (ع)(۱)
شهداء(۱)
لیلی مهربانم(۱)
دستانم تشنه دستان توست(۱)
با تو می مانم(۱)
بخاطر تو زیستن(۱)
برای تو ماندن(۱)
به پای تو سوختن(۱)
لیلی نازم(۱)
بوسه یعنی(۱)
عشق من با من بمان(۱)
عزیز دل مجنون(۱)
مهربان ترینم(۱)
لیلی جونم ولنتاین مبارک(۱)
چشات(۱)
پلکات(۱)
لبات(۱)
تقدیم به لیلی(۱)
هدیه خدا به من(۱)
در کلاس درس ما(۱)
ممنون ممنون ممنون مجنون گلم(۱)
زمزمه از عاشقی(۱)
چشم خیس مست من(۱)
زیر باران دست تو در دست من(۱)
تو بارانی و من باران پرستم(۱)
تو دریایی و من موج تو هستم(۱)
تو من هستی و من نقش تو هستم(۱)
دلت را برای عاشقی می خواهم(۱)
خودت را برای پرستش می خواهم(۱)
دستانم گرمی دستانت را می خواهد(۱)
قلبم تپش قلبت را می خواهد(۱)
کاشکی من کبوتری تو صحن باصفات بودم(۱)
شهادت آقا امام رضا (ع)(۱)
عشق بازی را حقیقت لازم است(۱)
برای ما دعا کنید(۱)
عاشقان خدا(۱)
رقص خون و آتش و عشق(۱)
عنصر ایمان(۱)
خنده های شیرینت(۱)
لبخند تو اجازه زندگیست تا ابد بخند نازنینم(۱)
به نام خالق شبهای عاشقی(۱)
دوست دارم(۱)
عشق واقعی(۱)
با دل و جان(۱)
برای همیشه عاشقانه در کنار هم زندگی کنیم(۱)
غریبه آشنا(۱)
می خوام(۱)
تو مال من باشی(۱)
دستت تو دستم باشه(۱)
می خوام تا ابد عاشقت باشم(۱)
زائران عشق(۱)
مجنون در پی گور لیلی(۱)
مجنونم(۱)
لیلی خانم(۱)
ازدواجمون(۱)
امام رضا(ع)(۱)
خاطرات لیلی (قسمت اول)(۱)
خاطره ی بد(۱)
چیزای جالب بین ما(۱)
ماجرای گفتن حقیقت(۱)
الهی فداش بشم(۱)
عاشقشم(۱)
آخه چرا؟؟؟!!!(۱)
حضرت فاطمه زهرا(س)(۱)
روز موعود(۱)
امام جواد(ع)(۱)
دوست دارم زودتر بیام پابوست آقا(۱)
عزیزم(۱)
مجنون(۱)
نازنینم(۱)
دل من(۱)
عطش(۱)
شهدا(۱)
دیدار(۱)
طلوع خورشید(۱)
ماه مبارک رمضان(۱)
اقاقیا(۱)
زندگی(۱)
روز عشق(۱)
مهندسی عمران(۱)
گل رز(۱)
خدایا(۱)
شهادت(۱)
عاشق(۱)
دریا(۱)
آقا(۱)
منتظر(۱)
گل(۱)
لبخند(۱)
کربلا(۱)
مشهد(۱)
بین الحرمین(۱)
تنهایی(۱)
خانه دوست کجاست؟(۱)
آتش عشق(۱)
عشق در عالم sms(۱)
تولدت مبارک(۱)
تولدت(۱)
بهترین گل من(۱)
برای من باش(۱)
حتی اگر پاییز(۱)

لیلی و مجنون

RSS 2.0

Designed By ParsTheme